عماد الدين حسن بن علي الطبري

214

مناقب الطاهرين ( فارسي )

اللّه ، كاشكى عمّت ابو طالب زنده بودى تا بدانستى كه ما اولاتريم به آن بيتها كه وى گفته است در حقّ تو يا رسول اللّه . و قصيده اين است : أ لم تعلموا انّ ابننا لا مكذّب * لدينا و لا يعبأ بقول الا باطل كذبتم و بيت اللّه لا تقتلونه * و لمّا نصارع دونه و نقاتل رسول عليه السّلام چون اين بشنيد در خشم شد و متغيّر گشت و گفت : رحم اللّه عمّى ابا طالب . عبيدهء حارث گفت : اعوذ باللّه من غضب رسول اللّه . يا رسول اللّه ، من توبه كردم . رسول گفت : مرا بر تو خشم نيست ؛ و ليكن من دوست ندارم كه ابو طالب عمّم را جز به خير ياد كنند . عبيدهء حارث به صفرا رسيد و به جوار حق تعالى شد . و هند بنت عتبه جگرخواره بعد از قتل ايشان اين بيتها گويد : يا عين جودى بدمع سرب * على خير خندف لمّا نسب تداعى له رهطه غدوة * بنو هاشم و بنو المطّلب يذيقونه حرّ اسيافهم * يعرّونه بعد ما قد شجب و معروف است ميان اهل تواريخ كه : امير المؤمنين على روز بدر چه بلاها ديد و چه مجاهده كشيد تا كه سى و پنج شجاع را از معروفان بتنها بكشت ؛ چون عاص بن سعيد سهمى ، و نوفل بن خويلد ، و حنظلة بن ابى سفيان ، و عثمان و مالك پسران عبد اللّه برادران طلحه ، و عمّ طلحه را عمير بن عثمان ، و مسعود بن اميّه ، و قيس بن الفاكه ، و حذيفة بن ابى حذيفه ، چنان كه در كتب مغازى مشهور است به تنها بجز آنكه با دگران مشاركت كردى . و نوفل بن خويلد آن بود كه پيش از هجرت ابو بكر و طلحه را به يك رسن درهم بسته بود و يك روز تا به شب ايشان را عذاب مىكرد تا قومى